سکوت تنهایی
آسمان را میسپارم پیش چشمان تو... تو، آبی ترین تعبیر دریای منی... شانه هاي حوصله درد ميگيرد... اين همه حرف های سنگین را! دور لبانت جولان میدهند. تمام اتاق، پر است؛ از سکوت اکید من! دردهایم، دور درمانی پیچیده اند که دست توست... حرفهات، بوي پاييز ميدهد راه جدايي که پيش بگيرم، زمستان هم نميرسم کنارم هم نباشی، خیالم باز، تو را آغوش می گیرد... چرا باید باور کنم شبی را که تو در بیداری به خواب من خیانت می کنی؟! مانند پیچکی، به خود می پیچم؛ تا شاید، ریشه بدوانم؛ در خاک زندگی ات... هم رقص سایه ام، روی دیوار میشوم بی تو، تنها که میشوم... گیج می رود هوای دلم! برای تو... بار سنگینی ست این خجالت که می کشم! راست که نمی گویی کج می شود خیال زندگی ام برای تو...
پینوشت: سکوت رکیک تنها به دلیل دشنامش!به سکوت اکید تغییر کرد
| Design By : Night Skin |


